فیض خدا چیست

این یک حقیقت است؛ حتی عالی‌ترین عمل پارسایانه شما به استاندارد‌های خدا نمی‌رسد. به همین علت است که فیض مسیح به شما عطا شده است.
هرچه بیشتر عظمت فیض خدا را درک کنید، به عمق ناراستی خود پی خواهید برد؛ و هر چه بیشتر ناراستی خود را بشناسید، بیشتر به عظمت عطای فیض خدا پی خواهید برد. کسی که از عدالت شخصی خود راضی است، حقیقتا متوجه فیض خدا نشده‌است، و کسی که فیض خدا را لمس نکرده، متوجه ماهیت گناه نشده‌ است. پس بیاید کمی بیشتر درباره فیض خدا صحبت کنیم.
صحبت کردن درباره ماهیت فیض، ما را به ماهیت گناه می‌رساند. گناه، به معنای عصیانگری نیست، بلکه گناه حالتی قلبی است که منجر به عصیانگری می‌شود. من و شما گناه می‌کنیم، چون گناهکار هستیم. گناه باعث می‌شود هر انسانی که تاکنون نفس کشیده است در وضعیتی زندگی کند که از کمال خدا قاصر آید. گناه باعث می‌شود میل، اراده و توان خود را برای انجام خواست خدا از دست دهیم، چه عامدانه کار درست را نادیده بگیریم و چه در انجام کار درست شکست بخوریم - هر دو وضعیت نشان می‌دهد ما از جلال خدا قاصر آمده‌ایم‌ و توان زیستن مطابق با معیارهای الهی را نداریم. رومیان ۳ را بخوانید. این باب وضعیت وخیم روحانی ما را نشان می‌دهد. همه ما گناهکار هستیم و کاری از دستمان ساخته نیست تا برای وضعیت خود انجام دهیم. هیچکدام از ما در نظر خدا عادل و پاک نیستیم. این یک واقعیت تلخ و غم انگیز است.
اما خدا ما را در این وضعیت تاسف‌بار رها نکرده است. او یگانه پسر خود را فرستاد تا آنچه را که ما از انجامش عاجز بودیم، به‌جای ما انجام دهد. او به‌جای ما مرد، زنده شد و قیام کرد تا مرگ و گناه را شکست دهد و او عدالت ما گشت و ما را در نظر خدا عادل شمرد. پس اگرچه ناتوان هستیم، اما بی‌امید رها نشده‌ایم. ما می‌توانیم با وجود ضعف و کاستی‌هایمان، در مقابل خدای قدوس و قادر مطلق بایستیم چرا که عیسی مسیح عدالت خود را به ما بخشیده است. دیگر مجبور نیستید در امیدی واهی به سر ببرید و دعا کنید که یک روزی، یک جایی همه چیز متوازن شود. چرا که عیسی مسیح همه چیز را به‌جای شما متوازن کرده است. چه خبری بهتر از این وجود دارد؟

عید قیام سرورمان عیسی مسیح مبارک

💫در سپیده‌دمِ روز اوّل هفته،

زنان حَنوطی را که فراهم کرده بودند،

با خود برداشتند و به مقبره رفتند.

امّا دیدند سنگِ جلوِ مقبره

به کناری غلتانیده شده است.

چون به مقبره داخل شدند،

بدن عیسای خداوند را نیافتند.

از این امر در حیرت بودند

که ناگاه دو مرد با جامه‌هایی درخشان

در کنار ایشان ایستادند.

زنان از ترسْ سرهای خود را به زیر افکندند؛

امّا آن دو مرد به ایشان گفتند:

«چرا زنده را در میان مردگان می‌جویید؟

او اینجا نیست، بلکه برخاسته است!

به یاد آورید هنگامی که در جلیل بود،

به شما چه گفت.

گفت که پسر انسان

باید به دست گناهکاران تسلیم شده،

بر صلیب کشیده شود و در روز سوّم برخیزد.»

«لوقا ۲۴: ۱ - ۷»

رستاخیز خداوندمان عیسی مسیح بر شما مبارک و شادباش 💐

شام آخر عیسی مسیح به چه معناست و چه اهمیتی دارد؟

«شام آخر» آخرین وعده غذایی بود که عیسی مسیح با شاگردان خود قبل از خیانت به او و دستگیری صرف کرد. گزارش مراسم شام آخر در انجیل های هم نوا آمده است(متی فصل 26 آیه های 17-30، مرقس فصل 14 آیه های 12-26، لوقا فصل 22 آیه های 7-30). آن وعده غذایی علاوه بر آخرین شام مسیح، شام عید پسح نیز بود. یکی از مهمترین لحظات شام آخر، دستور عیسی مسیح مبنی بر به خاطر سپردن کاری بود که برای بشر انجام داد: خون او بر روی صلیب ریخته شد تا بهای گناهان بشر پرداخت شود (لوقا فصل 22 آیه 19).

عیسی مسیح علاوه بر پیش گویی رنج و مرگ خود برای نجات ما (لوقا فصل 22 آیه های 15-16)، از شام آخر استفاده کرد تا معنای جدیدی به عید پسح بدهد، عهد جدید را تاسیس کند، آیینی برای کلیسا پایه ریزی کند، و انکار شدن از طرف پطرس (لوقا فصل 22 آیه 34) و خیانت یهودا اسخریوطی (متی فصل 26 آیه های 21-24) را پیش گویی کند.

شام آخر مراسم عید پسح عهد قدیم را به طور کامل به سرانجام رساند. پسح رویداد مقدسی برای یهودیان است و نجات از مرگ و بردگی مصریان توسط خدا را به آنها یادآوری می کند (خروج فصل 11 آیه 1 تا فصل 13 آیه 16). عیسی مسیح در شام آخر خود با شاگردان از دو نماد عید پسح استفاده کرد و با معنای تازه ای که به آنها داد راهی را بنیان نهاد تا فداکاری او به خاطر سپرده شود، ایثاری که ما را از مرگ روحانی و اسارت روحانی نجات داد: « آنگاه پياله‌ای به دست گرفت و شكر كرد و آن را به شاگردان داد و فرمود: «بگيريد و ميان خود تقسيم كنيد، زيرا تا زمان برقراری ملكوت خدا، ديگر از اين محصول انگور نخواهم نوشيد.» سپس نان را برداشت و خدا را شكر نمود و آن را پاره كرد و به ايشان داد و گفت: «اين بدن من است كه در راه شما فدا می‌شود. اين را به ياد من بجا آريد.» به همين ترتيب، پس از شام، پياله‌ای ديگر به ايشان داد و گفت: «اين پياله، نشانهٔ پيمان تازهٔ خداست كه با خون من مهر می‌شود، خونی كه برای نجات شما ريخته می‌شود.» (لوقا فصل 22 آیه های 17-20).

سخنان عیسی مسیح درباره نان فطیر و جام، منعکس کننده گفته های او پس از خوراک دادن به 5000 تن است: «من نان حيات هستم. هر كه نزد من آيد، ديگر گرسنه نخواهد شد و كسانی كه به من ايمان آورند، هرگز تشنه نخواهند گرديد... آن نان زنده كه از آسمان نازل شد، منم. هر كه از اين نان بخورد، تا ابد زنده می‌ماند. اين نان در واقع همان بدن من است كه فدا می‌كنم تا مردم نجات يابند ... ولی كسی كه بدنم را بخورد و خونم را بنوشد زندگی جاويد دارد، و من در روز قيامت او را زنده خواهم ساخت. چون بدنم خوراک واقعی و خونم نوشيدنی واقعی است» (یوحنا فصل 6 آیه های 35، 51، 54-55). نجات تنها از راه ایمان به عیسی مسیح و فداکاری او بر روی صلیب امکان پذیر است.

عیسی مسیح در این مراسم اصول خدمتگزاری و بخشش را با شستن پاهای شاگردان خود آموزش می دهد: «اما در ميان شما كسی از همه بزرگتر است كه بيشتر از همه به ديگران خدمت كند. در اين دنيا، ارباب بر سر سفره می‌نشيند و نوكرانش به او خدمت می‌كنند. اما اينجا بين ما اينطور نيست، چون من خدمتگزار شما هستم» (لوقا فصل 22 آیه های 26-27، یوحنا فصل 13 آیه های 1-20).

امروزه شام آخر عیسی مسیح با برگزاری مراسم عشاء ربانی یا شام آخر خداوند یادآوری می شود (اول قرنتیان فصل 11 آیه های 23-33). کتاب مقدس می گوید قربانی عید پسح نمادی از مرگ عیسی مسیح بود (یوحنا فصل 1 آیه 29). یوحنا می گوید مرگ مسیح شبیه قربانی پسح بود برای اینکه هیچ یک از استخوان های او نشکست (یوحنا فصل 19 آیه 36، مراجعه کنید به خروج فصل 12 آیه 46). و پولس گفت، « مسيح كه برهٔ قربانی اين عيد می‌باشد، قربانی شده است» (اول قرنتیان فصل 5 آیه 7). عیسی مسیح تحقق کامل قوانین عهد قدیم و همه جشن ها و مراسم آن است (متی فصل 5 آیه 17).

یکشنبه نخل

ورود پیروزمندانه به ورود عیسی مسیح به اورشلیم گفته می شود و به یکشنبه نخل معروف است (یوحنا فصل 12 آیه های 1، 12). داستان ورود پیروزمندانه یکی از معدود رویدادهایی در زندگی عیسی مسیح است که در هر چهار انجیل عنوان شده است (متی فصل 21 آیه های 1 تا 17، مرقس فصل 11 آیه های 1 تا 11، لوقا فصل 19 آیه های 29 تا 40، یوحنا فصل 12 آیه های 12 تا 19). با کنار هم قرار دادن هر چهار انجیل به این نتیجه می رسیم که رویداد یکشنبه نخل، هم برای مسیحیان آن دوره و هم برای ایمانداران سراسر تاریخ اهمیت زیادی دارد. ما یکشنبه نخل را به یاد آن روز جشن می گیریم.

در آن روز، عیسی مسیح سوار بر کره الاغی که کسی هرگز سوار آن نشده بود وارد اورشلیم شد. شاگردان جامه های خود را روی الاغ انداختند تا عیسی مسیح بنشیند و مردم برای خوش آمدگویی به او، لباسها و شاخه های نخل را جلو پای او قرار دادند. مردم او را ستایش کردند و هلهله کنان می گقتند: «پادشاه با نام خداوند می آید». او سوار بر الاغ به معبد رفت به مردم آموزش داد، آنها را شفا داد، صرافان و فروشندگان که خانه پدر را به لانه دزدان تبدیل کرده بودند بیرون کرد (مرقس فصل 11 آیه 17).

هدف عیسی مسیح از این نوع ورود به اورشلیم این بود که بر طبق پیشگویی های عهد قدیم، مسیح و پادشاه اسرائیل بودن خود را برای عموم مردم به تصویر بکشاند. متی می گوید که ورود پادشاه سوار بر الاغ محقق شدن پیشگویی زکریا است: «ای قوم من، شادی كنيد و از خوشحالی فرياد برآوريد، چون پادشاهتان نزد شما می‌آيد! او نجات دهنده‌ای پيروزمند است و با فروتنی، سوار بر كرّه الاغی می‌آيد!» (زکریا فصل 9 آیه 9). عیسی مسیح مانند یک پادشاه پیروز وارد پایتخت شد و مردم با شادی و ستایش از او استقبال کردند. خیابانهای شهر پادشاهی اورشلیم برای او باز بود تا مانند یک پادشاه به قصر خود وارد شود، البته نه قصر زمینی بلکه قصر روحانی که همان معبد است؛ چراکه او پادشاه روحانی جهان است. مردم او را ستایش و پرستش کردند، برای اینکه او شایسته آن بود. او دیگر به شاگردان خود نمی گوید که سکوت کنند (متی فصل 12 آیه 16، فصل 16 آیه 20) بلکه از آنها می خواهد با آسودگی خیال و شهامت او را ستاش کنند. پهن کردن ردا نشانه اعلام وفاداری و بیعت است (رجوع کنید به دوم پادشاهان فصل 9 آیه 13). عیسی مسیح آشکارا اعلام کرد که او پادشاه و مسیح موعودی است که منتظرش بودند.

متاسفانه تمجید و ستایش فراوان مردم از عیسی مسیح به این دلیل نبود که آنها او را به عنوان نجات دهنده خود شناختند. بلکه آنها به او به عنوان مسیح نجات دهنده ای خوش آمد گفتند که آمده تا بر ضد امپراطوری روم طغیان کند. عده زیادی بودند که به مسیح به عنوان نجات دهنده اعتقادی نداشتند، بلکه امید داشتند که او می تواند نجات دهنده موقتی باشد. اینها کسانی بودند که هلهله کنان ورود او را به عنوان پسر داوود که در نام خدا به شهر آمده جشن گرفتند. اما وقتی انتظارات آنها برآورده نشد و عیسی مسیح آنها را برای شورش بر ضد رومیان اشغالگر رهبری نکرد، ستایش ها و شادی ها فقط طی چند روز تبدیل شد به عبارت «مصلوبش کن!» (لوقا فصل 23 آیه های 20 تا 21). کسانیکه عیسی مسیح را به عنوان قهرمان ستایش کردند، در نهایت او را رد کرده و تنها گذاشتند.

ورود پیروزمندانه عیسی مسیح داستان بسیار متفاوتی است، اما برای مسیحیان معنی و کاربرد دارد. داستان پادشاهی که متواضعانه در لباس مردم فقیر، سوار بر الاغی وارد شهر شد و خبری از ردای پرزرق و برق پادشاهی و اسب خرامان نبود. عیسی مسیح مانند پادشاهان زمینی با زور و جنگ پیروز نشد بلکه پیروزی او با عشق، محبت، لطف و فدای جان خودش برای انسان بود. او پادشاه سپاهیان نیست، بلکه پادشاه تواضع و خدمت است. او بر ملتها غلبه نمی کند، بلکه بر قلبها و فکرها پیروز می شود. پیام او آرامش ابدی با خداوند است نه آرامش موقت زمینی. اگر عیسی مسیح پیروزمندانه وارد قلبهای ما شده است، با عشق و آرامش در آن حکومت می کند. ما نیز به عنوان ایمانداران همین ویژگی ها را از خود به نمایش می گذاریم تا مردم دنیا پادشاه واقعی قلبهای ما را ببینند.

هفته مقدس در ایمان مسیحی

در مسیحیت هفته مقدس آخرین هفته روزه بزرگ می‌باشد که از یکشنبه نخل آغاز می‌شود و تا شنبه شب زنده داری عید پاک ادامه می‌یابد. این هفته شامل روزهای مذهبی و تعطیل یکشنبه نخل، پنج‌شنبه فرمان و جمعه نیک می‌باشد. این هفته از یکشنبه نخل آغاز می‌شود و در کل شامل عید پاک نمی‌باشد. عید پاک نخستین روز عید پنجاه روزه می‌باشد.