«او جان خود را در راه ما نهاد.» (اول یوحنا ۳: ۱۶
)
این یکی از عظیمترین و شگفتآورترین اسرار است که خداوند زنده و حقیقی ذات ما انسانها را به خود بگیرد بدین منظور که زحمت کشیده، رنج برده و به جای ما بمیرد. عیسی مسیح خدا بود که انسان گشت؛ خدا و انسان در یک شخص. در این وضعیت بود که او جان خود را در راه ما نهاد. وی مختارانه این کار را انجام داد؛ هیچ اجباری درکار نبود و هیچکس جانش را به زور از او نگرفت بلکه خود او جانش را نهاد. مسیح جان خود را فدا کرد با آگاهی کامل بر اینکه ما چه بودیم، چه خواهیم کرد و سزایمان چیست. هیچگونه شایستگی و نیکویی در ما مسیحیان نبود که وی را به این کار متمایل گرداند بلکه این تنها و تنها مَحبت پاک و بینهایت خداوند ما عیسی مسیح بود که او را به این کار واداشت. این است محبت! چنین محبتی در هیچجای دیگری پیدا نمیشود و نه در هیچچیز دیگری چنین مَحبت عظیمی به نمایش گذارده شده است.
ای محبوب مسیحی، بیائید تا به مَحبت مسیح بیندیشیم. هرچند هرگز نمیتوانیم به اندازه کافی بر آن تأمل نمائیم. هرچند هرگز نمیتوانیم به اندازه کافی خداوندمان را به خاطر محبتش به ما سپاس و ستایش گوئیم. بیائید تا راجع به وضعیتمان در حضور خداوند فکر کنیم؛ گناهان بیشماری که علیه او مرتکب شدهایم، طبیعت فاسد و پلید ما و آنچه که واقعاً لایق دریافتش از دستهای او هستیم. آنگاه در سایه چنین وضعیت تأسفباری بگذارید تا به این حقیقت شگفتانگیز توجه داشته باشیم که به جای اینکه مطابق اعمال ناشایستمان جزا ببینیم در عوض «او جان خود را در راه ما نهاد». مسیح جانش را به عنوان بهای رستگاری و نجات ما فدا کرد. چه مَحبت غریب و فرای فهم و درک بشری است این محبت خدای زنده.