هر ایمانداری در مسیح است؛ با شخص او متحد شده، سهمی از میراث مقدسین به او تعلق داشته٬‌ با جامه‌ٔ پارسایی مسیح آراسته شده و با روح او تقدیس گردیده است. درنتیجه دیگر هیچ مکحومیت و قصاصی برای او در کار نیست. ممکن است شک به سراغش آمده و ترسهای مختلف آزارش بدهند. از سویی گناه در ما وجود دارد اما هیچ گناهی به حساب ما گذارده نمی‌شود٬‌ هیچ جرم و گناهی به حساب کسی که در مسیح است گذارده نمی‌شود تا او را محکوم کند. یک ایماندار به خاطر اتحادش با مسیح از هر گونه محکومیتی رهایی یافته، پارساشمرده شده و در حضور خداوند به عنوان یکی از فرزندان پذیرفته گشته و تمام چیزهایی که فیض و جلال فراهم می‌آورند به او تعلق دارد. وی اگر مرتکب گناه گردد خداوند تنبیهش می‌کند و چون تنبیه شد با اندوه و زاری به گناهش اعتراف کرده و خداوند هم عادلانه و مطابق کلامش او را می‌بخشاید. وی فراخوانده می‌شود تا دوباره و از سر نو به کار پایان یافتهٔ مسیح اعتماد ورزیده و دریابد که او محکوم شناخته نشده بلکه در حضور خداوند بی‌گناه و پارسا به حساب می‌آید؛ زیرا کسی که او را ضمانت می‌کند اینک از میان مردگان رستاخیز کرده و در دست راست قاضی عالم نشسته تا به عنوان ضامن و وکیل او برایش شفاعت کند. چه وضعیت متبارکی!‌ چه فیض غیرقابل‌توصیفی!
امشب با آرامش خاطر سر به بالین گذاشته و به این حقیقت بزرگ می‌اندیشم:«من یک گناهکار محکوم شده نیستم، بلکه گناهکاری که به خاطر کار مسیح پارساشمرده شده و یکی از فرزندان محبوب خداوند.» چه شگفتی‌برانگیز است فیض خدای ما!