ای خداوند و نجات‌دهنده محبوب من
یاری‌ام ده که من در یاد گرفتن بسیار تنبلم؛
بسیار فراموشکار؛
ناتوان از بالارفتن؛
در پایین کوه قرار دارم درحالیکه باید بر بالای قله می‌بودم؛
از این دل بدون فیض به تنگ آمده‌ام،
از روزهای بدون دعاکردن،
از فقدان محبت به تو،
از وجدانی که به خواب رفته،
از ساعت‌هایی که به سرعت به هدر می‌روند،
از فرصت‌هایی که از دست می‌روند؛
من کور هستم درحالیکه نور در اطرافم می‌درخشد،
پرده را از برابر دیدگانم کنار زن،
دل سخت و بی‌ایمان مرا آسیاب کرده و نرم ساز،
بگذار تا غایت و نهایت زندگی و شادمانی من شناخت خداوند و نجات‌دهنده‌ام باشد؛
تا به تو تامل کنم،
تا همچون مریم در پیش پای تو بنشینم،
مثل یوحنا به سینه تو تکیه زنم،
مثل پطرس اعلام کنم که دوستت دارم،
مثل پولس همه چیز را به خاطر تو هیچ بینگارم،
خداوندا فیض بیشتری عطا کن تا شاگرد واقعی تو گردم.